لحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابالحظه ورود به کره خاکی جوجه سوخاری مامان و بابا، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 14 روز سن داره

عشق بابا + عشق مامان = نی نی کپله

محرم 1394

چهار شنبه سوری

سلام جیگر امروز یکی از پر خاطره ترین روزهای زندگیت بود با ابوالفضل حاجی فیروز شدین رفتی قاشق زنی از بابا جون و عمو علی تو کاسه ای گرفتی ببین اینهاراستی تخم مرغای عید و رنگ کردیم یک کفش دوزک هم برا تو درست کردیم بوس  ...
27 اسفند 1393

ممه رو لو لو برد

سلام جیگر مامان قربون اون خنده های عسلیت برم  دخملم دیگه بزرک شده و به قول خودش دیگه جوجوک نمیخوره درست یک روز به تولد دوسالگیت دیگه شیر نخوردی گل نازم همه چیزت حساب و کتاب داره با ابنکه کوچولویی البته به بابایی گفتی تولد میخوام اونم از نوع دوباره ماهم یک جشن کوچیک سه نفره گرفتیم البته اواسط جشن عمه وپسر عممو اومدن چندتایی عکس گرفتیم و رفتن باید بگم شما قبلا از خجالت تولد در اومده بودی چون تولدت مصادف بود با خونه تکونی زودتر برگزار شد ببخشید که نمیتنم عکس بذارم  من با گوشی اومدم چون داریم خونه تکونی میکنیم و منم سیستمم قطع ایشالله سر فرصت عکساشو میزارم قربونت برم که یاد گرفتی میگی دوستت دارم عاشقتم نفسم قلبمی شعر تو سفیدم توپ قلقلی...
23 اسفند 1393

تولد کفش دوزکی بهار خانوم

  دختر قشنگم الان نزدیک دوهفته است که دارم برات کارای تولدت رو یواشکی انجام میدم حتی بعضیا شو بابا جونم نمی دونه امشب میکس فیلمت تموم شد لباستم دوختم کارت هارا هم تموم کردم البته بگم همه طراحیاش رو هم خودم انجام دادم. ...
2 اسفند 1393

مسابقه

سلام دوستان همیشگی وبلاگی ومجازی با رای دادن به عکس ما ما را خوشحال کنید ما تو مسابقه شرکت کردیم واینم عکش راستی شماره ما۹۲ هستش بوس شکلاتی  
8 دی 1393

یلدا در مهد کودک

سلام جیگر مامان خوبی مامانی برات یک لباس خوشمل دوخت برای شب یلدا وبعدشم با هم رفتیم مهد دوست مامان وحسابی خوش گذروندی گلم تازه نه نه سرما هم اومده بود البته جشن ما سه روز زودتر برگذار شد چون شب یلدا بامراسم 28صفر وشهادت امام حسن{ع}همراه بود وماهم احترام ایشان را حفظ کردیم اینم لباست کا کادو مامانی وبابایی هم حساب شد ...
7 دی 1393

یلدا در خانه بابا جون

سلام گل دختر امروز رفتیم خونه بابا جون شما هم لباس محلی پوشیدی و سبدت رو پر از نقل کردی بابا جون اینا کلی ذوق کردن به همه نقل دادی مامان جون برامون سبزی پلو با ماهی درست کرده بود بابا جونم برات رو هندونه نقاشی کرده بود بعدم شما در هندونه غرق شدی ماشاالله خیلی دوست داشتی بعدم دخملم یک گوش گرم کن برای زمستونش کادو گرفت   ...
1 دی 1393